سفارش تبلیغ
صبا ویژن
حکومت دینی یا دموکراسی - مشکات نور (مثل نوره کمشکوه)
خدا خرد را نزد کسى به ودیعت ننهاد ، جز که روزى او را بدان نجات داد . [نهج البلاغه]

به روزترین ؟!؟ حکومت دینی یا دموکراسی غربی ؟

بشر پس از آنکه از عصر حجر و پاراسنگی پای خویش را فراتر نهاده و از قالب زندگی فردی و خانوادگی به زندگی اجتماعی روی آورد ،به این احساس عقلانی دست پیدا کرد که پایداری این «اجتماعِ محبوبِ »؛ نیاز شدیدی به یک «نظام اجتماعی هماهنگ» دارد از این روی بشر خلاق و مبتکر ایده ها و روشهای فراوانی را برای« نظام اجتماعی» و« ریاست» مطرح نمود .

گاهی بشر به دامان زور غلطید؛ گاهی به دامان نخبگان ،گاهی به دامان ضعیفان ؛گاهی به دامان اربابان دین؛ وگاهی هم به دامان توده مردم .به هر حال آنچه از نظر عقل بشری مهم و ناگزیر مینمود بحث «وجود حکومت » و «ریاست» بود.هر چند بررسی  سیرتاریخی و خیزهای بلند این بحث بسیار شیرین و جذاب است ولی ...

در زمان کنونی میتوان نظریه های حکومتی را که در جهان مطرح بوده و سر شاخهء تمامی نظریات هستند را چنین بیان کرد :

1.  حکومت های «دموکراتیک» :حکومت هایی که مدعی هستند مردم اصل بوده و حکومت گران را بر میگزینند ، به زبان ساده تر حکومت های «مردم سالار» .

2.  حکومت های« تئوکراتیک» :حکومت های شخص محور ؛اعم از حکومت های پادشاهی و سلطنتی و یا نظامی و کودتایی .

 ما میتوانیم با بررسی این دو رویه ؛ و نگاه انتقادی بدانها به جایگاه حکومت دینی دست پیدا کنیم .

اول دومی رو میگم !!!!!

نوع دوم از حکومت ها در همان نگاه اول در نظر تمامی صاحب خردان و اندیشمندان و حتی توده مردم باطل بوده و هیچ مدعی ای ندارد .

اما نوع اول، آنچنان  خود را در جایگاه «حقانیت محض» نشانده است که گویی نوشداروی تمامی گرفتاریهای بشریت است .

این لیبرال دموکراسی است که مدعی است میتواند بشر زمینی را بر اوج نشانده وسعادت ابدی او را تضمین نماید .او چنان معصومانه خود را معرفی میکند که گویی باکره ای است در آغوش پدر زمانه و بناست سعادت را برای بشر به دنیا آورد.او تمامی خونریزی ها را معلول دوری از خود میداند و همگان را به سوی خویش فرا میخواند .

در این مجال هر گز نمیخواهم در مقام عمل مدعیان دموکراسی را به چالش بکشانم . اصلاً من چشمان خود را به« کوزوو»« بوسنی»« فلسطین »«افغانستان »«عراق» و...      می بندم؛« شتر دیدی ندیدی »

هیچگاه حمایت سردمداران «لیبرال دموکراسی »را از حکومت های کودتایی و ضد مردمی نخواهم دید ، به طور کلی قرار است در این مجال چشمم را به همه اینها ببندم و فقط بحث نظری بنمایم پس بدرود ای همه آنچه که دموکراسی بر سر بشریت آورده است .

هیچ می دانید دموکراسی در مقابل چه حکومت هایی قد علم کرد ؟

جوابش بسیار ساده است ... حکومت های توتالیتر ...(این را داشته باشید تا بعد) .

تعریف دموکراسی را که همه شنیده اید ؛ در یک جمله مدعیان و فلاسفه سیاسی غرب آن را به« حکومت مردم بر مردم »تعریف میکنند .

این را هم میدانید که تعریف باید جامع افراد باشد و مانع اغیار .

در ضمن، تعریفِ یک نظریه باید با آنچه در بیرون اتفاق میافتد کاملا منطبق باشد .

بابا باز هم که طولانی شد .. خلاصه کنم ..

اشکالات اولیه به دموکراسی :

1.ساز و کار دموکراسی در اکثر مواقع 1+50% نفر میباشد ، یعنی اگر از جمعیت 100میلیون نفری یک کشور 5000001نفر به شخص اول رأی دهند و 4999999 نفر دیگر به شخص دوم رأی دهند صاحب حکومت شخص اول است هر چند با اختلاف فقط 2نفر به مسند رسیده است .

دوستان دقت بفرمایندکه این میشود حکومت «اکثریت بر اقلیت» و بر همه فلاسفه سیاسی و اهل نظر روشن است که این خود نوعی از  استبداد محسوب میشود به نام   «استبداد اکثریت» یا همان «توتالیتریسم اکثریت ».

هرگز من و شما این را نباید از یاد ببریم که دموکراسی برای درمان توتالیتریسم و نفی خودکامگی بوجود آمده بود.

اینان برای این که تعریف خود را با واقعیت بیرونی منطبق کنندباید  مملکت مورد اشاره را به 2قسمت 51%و 49% تقسیم نمایند و هر کدام از کاندیداها با رأی دهندگانشان در منطقه خود به حکومت بپردازند و وای به حال مملکتی که 10نفر کاندیدا داشته باشد !!!؟؟؟ .

البته یک راه دیگر هم دارند و آن این که تعریف دموکراسی را تغییر دهند که این اولین افتضاح «تئوریک »این نظریه خواهد بود .

مثلا میتوانند بگویند دموکراسی یعنی حکومت اکثریت بر اقلیت ؛ و زشت و« اخ و تخ» بودن استبداد و توتالیتریسم را هم که گفتیم .

باز هم اصلا به من این فضولی ها نیامده که سردمدار لیبرال دموکراسی در زمان کنونی و پدر خوانده آن بوش کوچک  چگونه بر مسند قدرت تکیه زد .

اینکه از واجدین شرایط در انتخابات آمریکا فقط کمتر از 25%شرکت میکنند و از این تعداد هم تقریبا 24%به جناح جناب بوش کوچک رأی میدهند و آنگاه با زور دادگاه ایشان میشود رئیس جمهور؛هیچ ربطی به ما شرقی های دور از دموکراسی ندارد .

با یک حساب سر انگشتی ایشان رئیس جمهور 8%مردم آمریکاست .... واقعا رئیس جمهور یعنی این ؛خوب شد نمردیم و معنای« جمهور» را هم فهمیدیم . البته ناگفته نماند که این هم به ما مستبدینِ  توتالیترِ محرومِ از دموکراسی هیچ ربطی ندارد .

2..............برای پست بعد انشاءالله................



 
نگارشی است از: عبدالحسین مشکانی |  دوشنبه 86 تیر 4  ساعت 7:55 عصر 

    برگ سبزی است تحفه درویش
دیکتاتوری کبیر میرحسین موسوی2
دیکتاتوری کبیر میرحسین موسوی1
کاندیدای مشارکت رأی های خاموش و ...
هاشمی رفسنجانی واحمدی نژاد
سلامی دوباره
در حقیقت حاکم اصلی خداست
و همچنان الله حاکم است
[عناوین آرشیوشده]